على ربانى گلپايگانى
229
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
( حيوانيت ، نباتيت ، و نفس نباتى ، نفس حيوانى ، نفس ناطقه ) و خواص آنها ظاهر مىگردد و انسان موجود در ذهن كه معلوم ( بالذات ) است ، از نظر ماهيت ، انسان است و حدّ ماهوى انسان را داراست لكن هيچيك از آن آثار خارجى انسان بر آن مترتب نمىگردد . 2 - نظريهء شبح : و برخى از آنان به سوى اين نظريه روى آوردهاند كه آنچه معلوم ما است ( معلوم بالذات ) و وجود ذهنى ناميده مىشود ، شبح و عكس ماهيت ( خارجى ) است نه خود ماهيت ، و مراد از شبح ، عرض و كيفيتى قائم به نفس است كه در ذات و ماهيت مباين با معلوم خارجى است و ( در عين حال ) با معلوم خارجى مشابهت دارد و در پارهاى از خصوصيات ، آن را حكايت مىكند ، مانند شكل و عكس اسب كه بر روى ديوار نقاشى شده است و برخى از خصوصيات اسب موجود در خارج را حكايت مىكند « 1 » . اين نظريه در مورد وجود ذهنى ، در حقيقت سفسطه است ، كه با قبول آن ، باب علم به اشياء خارجى از أساس بسته مىشود « 2 » . 3 - نظريه اضافه : و برخى از آنان ( گروهى از متكلمان اسلامى ) ، وجود ذهنى را مطلقا ( اعم از وجود ماهيت اشياء خارجى در ذهن يا وجود شبح آنها ) انكار نموده و گفتهاند علم نفس به چيزى ، اضافه خاصى از نفس نسبت به آن چيز مىباشد ( و در
--> - حيوان يا نفس حيوانى داشتن درك حسى و حركت از روى شعور است ، اين خاصّه نيز بر انسان خارجى مترتب مىگردد ، و خاصيت انسانيت يا نفس ناطقه تعقل ، تفكر و ادراك عقلانى است ، اين اثر نيز بر انسان موجود در خارج مترتب مىشود . ( 1 ) اسب موجود در خارج از مقوله جوهر است ولى اسب نقاشى شده بر ديوار يا صفحه كاغذ ، از مقوله عرض ( كيف ) است ولى در عين حال در بسيارى از خصوصيتهاى ظاهرى مانند ، رنگ ، بزرگى و كوچكى ، حركت يا سكون و نظاير آنها ، حكايتكنندهء اسب خارجى است . ( 2 ) زيرا ( بنابراين نظريه ) صورتى كه از موجود خارجى در نفس انسان حاصل گرديده است با آنچه در خارج تحقق دارد ، مغايرت كلى دارد ( هم در ماهيت با آن مغايرت دارد و هم در وجود ) پس مطلقا علم به چيزى حاصل نشده است ( و آن خصوصيات هم كه در ذهن تصور مىشود ، چه بسا ساخته و پرداخته ذهن است و واقعيتى در خارج ندارد ) و اين سفسطه است . ( علامه طباطبائى )